جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

398

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

فصل يازدهم تهران « 1 » بر فراز آخرين تپه عاقبت شتافتم ، از سراشيبى كه پوشيده بود از برف - ماه معلق بود و نزديك بر قلهء كوه آسيائى و گسترده شده بود ، و شهر و اردوگاه در پائين آن . شلى . رستاخيز اسلام بند 5 شهرى قديم و جديد - راجع به تهران پايتخت جديد ايران سياحان غالبا مطالبى نوشته و از جهت شهر جديد بودنش نظريات انتقادى و ملامت‌آميز اظهار كرده‌اند . بنابر شرح ايشان تهران به هيچ‌وجه شهر تازه‌اى نيست ، بلكه در محل شهرى قديمى بنا شده است . به عبارت ديگر از لحاظ ساختمانى آقا محمد خان آنجا را يك قرن پيش به صورت شهرى جديد درآورده و از او هم بيشتر فتحعلى شاه برادرزاده و جانشين او تهران را شهرى نوين‌تر كرده است . تا حدى كه از نظر مسافران نيمهء اول اين قرن طى بيست سال اخير بازشناختن آن چندان آسان نبوده است . قبل از آنكه من علت‌هاى اين تجدد دوجانبه را بيان كنم قصد دارم شرح مختصرى

--> ( 1 ) - قصدم اين نيست كه راجع به تهران مانند ساير موارد نام كتابهائى را كه طبع و نشر يافته است ياد كنم چون تقريبا تمام نويسندگان از تهران عبور نموده و شرحى دربارهء اقامت خود در آن شهر باقى گذاشته‌اند . هر خواننده‌اى كه علاقه به منابع اضافى داشته باشد ممكن است به مجموعه‌اى كه من انتشار خواهم داد مراجعه كند . بارى تهران از جهات تاريخى قدر و مقامى پائين‌تر از ساير پايتخت‌هاى ايران دارد . مطالبى كه در اين فصل مندرج است در جاى ديگر نمىتوان يافت . بايد اضافه نمايم كه وجه اشتقاق شايع كه تهران يا تيهرون را خالص قلمداد مىكند خالى از اشتباه نيست . تهران يك واژهء كهن فارسى است كه آن را سابقا با « تا » و گاهى نيز تيرون و تايران مىنوشته‌اند .